از اخرین پستی که گذاشتم مدت زیادی میگذره حرف زیادی ندارم نمیدونم باز مرض سکوت گرفتم

زندگی داره با تمام روزمرگیش میگذره خسته ام کرده تا می جنبی میبینی باز اخر هفته شده و با خودم فکر میکنم یه هفته بیهوده دیگه از زندگیم گذشت

بی حوصله ام 

این روزها کارم شده زل زدن به گوشی دیدن پست های لاین و وایبر و و چه و چه

گاهی خیلی کم یه تکونی به خودم میدم ولی بد جور دچار رکود شدم

خدایا نگاهی

یه هفته نیست تو یه گروه وایبرم یکی از پسراش اومده بهم پیشنهاد دوستی میده میگم با خودت چی فکر کردی ندیده و نشناخته پیشنهاد میدی میگه حالا بعدا میبینم دیدم زیادی داره قانعم میکنه گفتم بی خیال من خیلی وقته از دوره تینیجریم گذشته

/ 1 نظر / 13 بازدید
کوچه ای بی انتها

نبینم بی حوصله باشی نیلوووو! باید حدس میزدم. به عمو جوادم که سر نمیزنی. بجاش میشینی پست وایبر میخوتی؟ چشمم روشن[متفکر]